نوشته شده در 27 اردیبهشت 1404، ساعت 13:55

تأثیر تربیت والدین بر موفقیت فرزندان در آینده

تأثیر تربیت والدین بر موفقیت فرزندان در آینده
خلاصه مطلب

والدین در تربیت کودکان اگر مبتنی بر یافته‌های علمی و ملاحظات اخلاقی عمل کنند، تأثیر بسزایی در آینده فرزندانشان خواهد داشت.

سیدیوسف سکاکی کارشناس ارشد مشاوره خانواده درباره اقدامات تربیتی موثر والدین بر موفقیت کودکان در آینده اظهار کرد: اقدامات تربیتی که والدین برای کودکان خود در پیش می‌گیرند اگر وابسته به ملاحظات علمی و اخلاقی باشد می‌توان انتظار داشت که تأثیر مهمی بر آینده فرزندانشان دارد، اما نمی‌توان ادعا کرد که هر نوع تربیت والدین بر روی موفقیت فرزندان اثرگذار است.
 

این مدیر و موسس ادامه داد: در نظریه رشد روانی و اجتماعی اریکسون که مبتنی بر اصول علمی است می‌توان تربیت کودک را به دوره‌های مختلف تقسیم کرد، به گونه‌ای که از تولد تا یک‌سالگی را سن تشکیل اعتماد بیان کرده است، یعنی اگر در این سن مجموع اقدامات تربیتی و تعاملات والدین با کودک حاکی از این باشد که صفت اعتماد در فرزند پرورش پیدا کند، یعنی زمانی که کودک به دنیا می‌آید تماس‌چشمی مادر، بغل کردن، صحبت، نوازش، فهمیدن تفاوت‌های گریه کودک و... می‌تواند صفت اعتماد را در او تقویت کند.

وی مقطع یک تا سه‌ سالگی را سن پرورش استقلال کودک دانست و افزود: والدین در این سن با مجموع اقداماتی که می‌تواند کودک را به سمت استقلال سوق دهد، باید کمک کنند تا بچه در آن مسیر قرار گیرد، به گونه‌ای که به آن اجازه دهند تا کار‌های شخصی خود را انجام دهد مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن و...، اما اگر والدین صبر و تحمل لازم را نداشته باشند و معکوس رفتار‌های فوق را انجام دهند، یعنی تو نمی‌توانی به تنهایی غذا بخوری، لباس بپوشی و... کودک را از انجام کار‌هایی که به انجام آن علاقه دارد، منع می‌کنند.

وی با بیان اینکه مقطع سنی ۳ تا ۶ سالگی دوره پرورش ابتکار و خلاقیت است، تصریح کرد: در این دوره کودکان به شدت به تغییر یا دست‌کاری در محیط پیرامون علاقه دارند و رویکرد والدین در این زمینه‌ها متفاوت است، به گونه‌ای که بعضی آن را دلیل بر شیطنت کودک می‌دانند که این امر اشتباه است، لذا نباید زمانی که کودک اسباب بازی‌های خود را خراب می‌کند با آن برخورد تند توأم با تنش داشته باشیم، چراکه او از جهت کنجکاوی و کشف محیط این عمل را انجام داده نه از روی عمد.

سکاکی ادامه داد: بنابراین دوره ۳ تا ۶ سالگی دوره کشف ابتکار و خلاقیت است و بعضا خیال پردازی که در این دوره صورت می‌گیرد والدین با درک آن مانع رویا پردازی و خلاقیت کودک نشوند.

وی با اشاره به دوران ۶ تا ۱۲ سالگی کارآیی و لیاقت را از جمله صفاتی دانست که والدین در این سن با تقویت آن می‌توانند در شکل گیری شخصیت فرزند خود اثرگذار باشند و افزود: در این دوره کودک اثربخشی خود را می‌خواهد به دنیا نشان دهد و مورد تشویق قرار گیرد، چرا که در پی کسب لیاقت و افتخار است. در این سن نباید محصولات و تولیدات کودک مورد انتقاد شدید قرار گیرد، مانند بیان این جمله که «این چه نقاشی است، چه خط افتضاحی داری و...» در واقع والدین باید کمک کنند تا کودک موفقیت‌های بیشتری را کسب کند و اجازه کسب تجربه‌هایی را به او دهند تا در آن موفق و مورد تمجید واقع شود.

سکاکی گفت: والدین با نشان دادن رفتار‌های معکوس در دوره ۶ تا ۱۲ سالگی باعث می‌شوند که کودک احساس حقارت، پوچی و ناتوانی نسبت به دیگران پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: دوره ۱۲ تا ۲۰ سالگی سن هویت‌یابی افراد است، یعنی فرد در پی کشف خود، جنسیت، بی‌زاری‌ها، ترجیحات، ارزش‌ها، عمل و رفتار‌ها است که به سمت پیدا کردن یک ثبات پیش می‌رود و می‌توان دوره ۲۰ سالگی به بعد را دوره عشق و محبت دانست که والدین در این سن باید از جانب خود به فرزندشان این احساس را انتقال دهند و بعد از آن تأثیر مستقیم تربیتی بر فرزند کنار گذاشته شده و این وظیفه بر عهده جامعه، نهاد‌ها و... محول می‌شود.

والدین در تربیت کودکان اگر مبتنی بر یافته‌های علمی و ملاحظات اخلاقی عمل کنند، تأثیر بسزایی در آینده فرزندانشان خواهد داشت.

سیدیوسف سکاکی کارشناس ارشد مشاوره خانواده درباره اقدامات تربیتی موثر والدین بر موفقیت کودکان در آینده اظهار کرد: اقدامات تربیتی که والدین برای کودکان خود در پیش می‌گیرند اگر وابسته به ملاحظات علمی و اخلاقی باشد می‌توان انتظار داشت که تأثیر مهمی بر آینده فرزندانشان دارد، اما نمی‌توان ادعا کرد که هر نوع تربیت والدین بر روی موفقیت فرزندان اثرگذار است.
 

این مدیر و موسس ادامه داد: در نظریه رشد روانی و اجتماعی اریکسون که مبتنی بر اصول علمی است می‌توان تربیت کودک را به دوره‌های مختلف تقسیم کرد، به گونه‌ای که از تولد تا یک‌سالگی را سن تشکیل اعتماد بیان کرده است، یعنی اگر در این سن مجموع اقدامات تربیتی و تعاملات والدین با کودک حاکی از این باشد که صفت اعتماد در فرزند پرورش پیدا کند، یعنی زمانی که کودک به دنیا می‌آید تماس‌چشمی مادر، بغل کردن، صحبت، نوازش، فهمیدن تفاوت‌های گریه کودک و... می‌تواند صفت اعتماد را در او تقویت کند.

وی مقطع یک تا سه‌ سالگی را سن پرورش استقلال کودک دانست و افزود: والدین در این سن با مجموع اقداماتی که می‌تواند کودک را به سمت استقلال سوق دهد، باید کمک کنند تا بچه در آن مسیر قرار گیرد، به گونه‌ای که به آن اجازه دهند تا کار‌های شخصی خود را انجام دهد مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن و...، اما اگر والدین صبر و تحمل لازم را نداشته باشند و معکوس رفتار‌های فوق را انجام دهند، یعنی تو نمی‌توانی به تنهایی غذا بخوری، لباس بپوشی و... کودک را از انجام کار‌هایی که به انجام آن علاقه دارد، منع می‌کنند.

وی با بیان اینکه مقطع سنی ۳ تا ۶ سالگی دوره پرورش ابتکار و خلاقیت است، تصریح کرد: در این دوره کودکان به شدت به تغییر یا دست‌کاری در محیط پیرامون علاقه دارند و رویکرد والدین در این زمینه‌ها متفاوت است، به گونه‌ای که بعضی آن را دلیل بر شیطنت کودک می‌دانند که این امر اشتباه است، لذا نباید زمانی که کودک اسباب بازی‌های خود را خراب می‌کند با آن برخورد تند توأم با تنش داشته باشیم، چراکه او از جهت کنجکاوی و کشف محیط این عمل را انجام داده نه از روی عمد.

سکاکی ادامه داد: بنابراین دوره ۳ تا ۶ سالگی دوره کشف ابتکار و خلاقیت است و بعضا خیال پردازی که در این دوره صورت می‌گیرد والدین با درک آن مانع رویا پردازی و خلاقیت کودک نشوند.

وی با اشاره به دوران ۶ تا ۱۲ سالگی کارآیی و لیاقت را از جمله صفاتی دانست که والدین در این سن با تقویت آن می‌توانند در شکل گیری شخصیت فرزند خود اثرگذار باشند و افزود: در این دوره کودک اثربخشی خود را می‌خواهد به دنیا نشان دهد و مورد تشویق قرار گیرد، چرا که در پی کسب لیاقت و افتخار است. در این سن نباید محصولات و تولیدات کودک مورد انتقاد شدید قرار گیرد، مانند بیان این جمله که «این چه نقاشی است، چه خط افتضاحی داری و...» در واقع والدین باید کمک کنند تا کودک موفقیت‌های بیشتری را کسب کند و اجازه کسب تجربه‌هایی را به او دهند تا در آن موفق و مورد تمجید واقع شود.

سکاکی گفت: والدین با نشان دادن رفتار‌های معکوس در دوره ۶ تا ۱۲ سالگی باعث می‌شوند که کودک احساس حقارت، پوچی و ناتوانی نسبت به دیگران پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: دوره ۱۲ تا ۲۰ سالگی سن هویت‌یابی افراد است، یعنی فرد در پی کشف خود، جنسیت، بی‌زاری‌ها، ترجیحات، ارزش‌ها، عمل و رفتار‌ها است که به سمت پیدا کردن یک ثبات پیش می‌رود و می‌توان دوره ۲۰ سالگی به بعد را دوره عشق و محبت دانست که والدین در این سن باید از جانب خود به فرزندشان این احساس را انتقال دهند و بعد از آن تأثیر مستقیم تربیتی بر فرزند کنار گذاشته شده و این وظیفه بر عهده جامعه، نهاد‌ها و... محول می‌شود.

تأثیر تربیت والدین بر موفقیت فرزندان در آینده

ویراستار مدرسه
27 اردیبهشت 1404، ساعت 13:55۲۰ دقیقه مطالعه
تأثیر تربیت والدین بر موفقیت فرزندان در آینده
خلاصه مطلب

والدین در تربیت کودکان اگر مبتنی بر یافته‌های علمی و ملاحظات اخلاقی عمل کنند، تأثیر بسزایی در آینده فرزندانشان خواهد داشت.

سیدیوسف سکاکی کارشناس ارشد مشاوره خانواده درباره اقدامات تربیتی موثر والدین بر موفقیت کودکان در آینده اظهار کرد: اقدامات تربیتی که والدین برای کودکان خود در پیش می‌گیرند اگر وابسته به ملاحظات علمی و اخلاقی باشد می‌توان انتظار داشت که تأثیر مهمی بر آینده فرزندانشان دارد، اما نمی‌توان ادعا کرد که هر نوع تربیت والدین بر روی موفقیت فرزندان اثرگذار است.
 

این مدیر و موسس ادامه داد: در نظریه رشد روانی و اجتماعی اریکسون که مبتنی بر اصول علمی است می‌توان تربیت کودک را به دوره‌های مختلف تقسیم کرد، به گونه‌ای که از تولد تا یک‌سالگی را سن تشکیل اعتماد بیان کرده است، یعنی اگر در این سن مجموع اقدامات تربیتی و تعاملات والدین با کودک حاکی از این باشد که صفت اعتماد در فرزند پرورش پیدا کند، یعنی زمانی که کودک به دنیا می‌آید تماس‌چشمی مادر، بغل کردن، صحبت، نوازش، فهمیدن تفاوت‌های گریه کودک و... می‌تواند صفت اعتماد را در او تقویت کند.

وی مقطع یک تا سه‌ سالگی را سن پرورش استقلال کودک دانست و افزود: والدین در این سن با مجموع اقداماتی که می‌تواند کودک را به سمت استقلال سوق دهد، باید کمک کنند تا بچه در آن مسیر قرار گیرد، به گونه‌ای که به آن اجازه دهند تا کار‌های شخصی خود را انجام دهد مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن و...، اما اگر والدین صبر و تحمل لازم را نداشته باشند و معکوس رفتار‌های فوق را انجام دهند، یعنی تو نمی‌توانی به تنهایی غذا بخوری، لباس بپوشی و... کودک را از انجام کار‌هایی که به انجام آن علاقه دارد، منع می‌کنند.

وی با بیان اینکه مقطع سنی ۳ تا ۶ سالگی دوره پرورش ابتکار و خلاقیت است، تصریح کرد: در این دوره کودکان به شدت به تغییر یا دست‌کاری در محیط پیرامون علاقه دارند و رویکرد والدین در این زمینه‌ها متفاوت است، به گونه‌ای که بعضی آن را دلیل بر شیطنت کودک می‌دانند که این امر اشتباه است، لذا نباید زمانی که کودک اسباب بازی‌های خود را خراب می‌کند با آن برخورد تند توأم با تنش داشته باشیم، چراکه او از جهت کنجکاوی و کشف محیط این عمل را انجام داده نه از روی عمد.

سکاکی ادامه داد: بنابراین دوره ۳ تا ۶ سالگی دوره کشف ابتکار و خلاقیت است و بعضا خیال پردازی که در این دوره صورت می‌گیرد والدین با درک آن مانع رویا پردازی و خلاقیت کودک نشوند.

وی با اشاره به دوران ۶ تا ۱۲ سالگی کارآیی و لیاقت را از جمله صفاتی دانست که والدین در این سن با تقویت آن می‌توانند در شکل گیری شخصیت فرزند خود اثرگذار باشند و افزود: در این دوره کودک اثربخشی خود را می‌خواهد به دنیا نشان دهد و مورد تشویق قرار گیرد، چرا که در پی کسب لیاقت و افتخار است. در این سن نباید محصولات و تولیدات کودک مورد انتقاد شدید قرار گیرد، مانند بیان این جمله که «این چه نقاشی است، چه خط افتضاحی داری و...» در واقع والدین باید کمک کنند تا کودک موفقیت‌های بیشتری را کسب کند و اجازه کسب تجربه‌هایی را به او دهند تا در آن موفق و مورد تمجید واقع شود.

سکاکی گفت: والدین با نشان دادن رفتار‌های معکوس در دوره ۶ تا ۱۲ سالگی باعث می‌شوند که کودک احساس حقارت، پوچی و ناتوانی نسبت به دیگران پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: دوره ۱۲ تا ۲۰ سالگی سن هویت‌یابی افراد است، یعنی فرد در پی کشف خود، جنسیت، بی‌زاری‌ها، ترجیحات، ارزش‌ها، عمل و رفتار‌ها است که به سمت پیدا کردن یک ثبات پیش می‌رود و می‌توان دوره ۲۰ سالگی به بعد را دوره عشق و محبت دانست که والدین در این سن باید از جانب خود به فرزندشان این احساس را انتقال دهند و بعد از آن تأثیر مستقیم تربیتی بر فرزند کنار گذاشته شده و این وظیفه بر عهده جامعه، نهاد‌ها و... محول می‌شود.

والدین در تربیت کودکان اگر مبتنی بر یافته‌های علمی و ملاحظات اخلاقی عمل کنند، تأثیر بسزایی در آینده فرزندانشان خواهد داشت.

سیدیوسف سکاکی کارشناس ارشد مشاوره خانواده درباره اقدامات تربیتی موثر والدین بر موفقیت کودکان در آینده اظهار کرد: اقدامات تربیتی که والدین برای کودکان خود در پیش می‌گیرند اگر وابسته به ملاحظات علمی و اخلاقی باشد می‌توان انتظار داشت که تأثیر مهمی بر آینده فرزندانشان دارد، اما نمی‌توان ادعا کرد که هر نوع تربیت والدین بر روی موفقیت فرزندان اثرگذار است.
 

این مدیر و موسس ادامه داد: در نظریه رشد روانی و اجتماعی اریکسون که مبتنی بر اصول علمی است می‌توان تربیت کودک را به دوره‌های مختلف تقسیم کرد، به گونه‌ای که از تولد تا یک‌سالگی را سن تشکیل اعتماد بیان کرده است، یعنی اگر در این سن مجموع اقدامات تربیتی و تعاملات والدین با کودک حاکی از این باشد که صفت اعتماد در فرزند پرورش پیدا کند، یعنی زمانی که کودک به دنیا می‌آید تماس‌چشمی مادر، بغل کردن، صحبت، نوازش، فهمیدن تفاوت‌های گریه کودک و... می‌تواند صفت اعتماد را در او تقویت کند.

وی مقطع یک تا سه‌ سالگی را سن پرورش استقلال کودک دانست و افزود: والدین در این سن با مجموع اقداماتی که می‌تواند کودک را به سمت استقلال سوق دهد، باید کمک کنند تا بچه در آن مسیر قرار گیرد، به گونه‌ای که به آن اجازه دهند تا کار‌های شخصی خود را انجام دهد مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن و...، اما اگر والدین صبر و تحمل لازم را نداشته باشند و معکوس رفتار‌های فوق را انجام دهند، یعنی تو نمی‌توانی به تنهایی غذا بخوری، لباس بپوشی و... کودک را از انجام کار‌هایی که به انجام آن علاقه دارد، منع می‌کنند.

وی با بیان اینکه مقطع سنی ۳ تا ۶ سالگی دوره پرورش ابتکار و خلاقیت است، تصریح کرد: در این دوره کودکان به شدت به تغییر یا دست‌کاری در محیط پیرامون علاقه دارند و رویکرد والدین در این زمینه‌ها متفاوت است، به گونه‌ای که بعضی آن را دلیل بر شیطنت کودک می‌دانند که این امر اشتباه است، لذا نباید زمانی که کودک اسباب بازی‌های خود را خراب می‌کند با آن برخورد تند توأم با تنش داشته باشیم، چراکه او از جهت کنجکاوی و کشف محیط این عمل را انجام داده نه از روی عمد.

سکاکی ادامه داد: بنابراین دوره ۳ تا ۶ سالگی دوره کشف ابتکار و خلاقیت است و بعضا خیال پردازی که در این دوره صورت می‌گیرد والدین با درک آن مانع رویا پردازی و خلاقیت کودک نشوند.

وی با اشاره به دوران ۶ تا ۱۲ سالگی کارآیی و لیاقت را از جمله صفاتی دانست که والدین در این سن با تقویت آن می‌توانند در شکل گیری شخصیت فرزند خود اثرگذار باشند و افزود: در این دوره کودک اثربخشی خود را می‌خواهد به دنیا نشان دهد و مورد تشویق قرار گیرد، چرا که در پی کسب لیاقت و افتخار است. در این سن نباید محصولات و تولیدات کودک مورد انتقاد شدید قرار گیرد، مانند بیان این جمله که «این چه نقاشی است، چه خط افتضاحی داری و...» در واقع والدین باید کمک کنند تا کودک موفقیت‌های بیشتری را کسب کند و اجازه کسب تجربه‌هایی را به او دهند تا در آن موفق و مورد تمجید واقع شود.

سکاکی گفت: والدین با نشان دادن رفتار‌های معکوس در دوره ۶ تا ۱۲ سالگی باعث می‌شوند که کودک احساس حقارت، پوچی و ناتوانی نسبت به دیگران پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: دوره ۱۲ تا ۲۰ سالگی سن هویت‌یابی افراد است، یعنی فرد در پی کشف خود، جنسیت، بی‌زاری‌ها، ترجیحات، ارزش‌ها، عمل و رفتار‌ها است که به سمت پیدا کردن یک ثبات پیش می‌رود و می‌توان دوره ۲۰ سالگی به بعد را دوره عشق و محبت دانست که والدین در این سن باید از جانب خود به فرزندشان این احساس را انتقال دهند و بعد از آن تأثیر مستقیم تربیتی بر فرزند کنار گذاشته شده و این وظیفه بر عهده جامعه، نهاد‌ها و... محول می‌شود.

gallery image
gallery image